آخرین ارسال‌ها

ترتیب فراگیری مباحث موسیقی

  • شروع کننده موضوع moropop
  • تاریخ شروع
سلام خدمت همگی
من تئوری موسیقی رو بلدم در سطح کتاب آقای پرویز منصوری(کمی بیشتر) ساز تخصصیم هم ویالونه البته هر دو رو به صورت خود آموز و بدون رفتن به کلاس یاد گرفتم. حالا سوال من از دوستان گرامی اینه که اگه بخوام موسیقی و آهنگسازی رو در سطح حرفه ای یاد بگیرم ( البته باز هم به صورت خودآموز)، بعد از تئوری به ترتیب چه مباحثی رو باید یاد بگیرم و کتاب های مربوطه رو اگه میشه معرفی کنید.
ممنون
 
تئوری (حمزه ندارم!) رو میشه خود آموز یاد گرفت ولی ساز و بقیه مباحث رو خیر ..!!
ساز انقدر تکنیک و .. داره که اصلا همچین چیزی تقریبا ناممکنه
اونم ویالن که به دلیل نداشتن پرده بنده نمیدونی داری نت رو درست اجرا میکنی یا فالش !
یه نوازنده ویالن باید گوش های قوی ای داشته باشه ! به همین دلیل کلاس سلفژ پیشنهاد میشه ! که اصلا هم نمیشه خود آموز آموختش !
بعدش برای آهنگسازی باید هارمونی و کنتر پوان هم بلد باشید ..
بعدش ساز شناسی و ارکستراسیون و فرم و ...
موفق باشید ..
 

AliRezA Nasehi

کاربر با تجربه
6/1/12
1,080
29
تهران
سلام خدمت همگی
من تئوری موسیقی رو بلدم در سطح کتاب آقای پرویز منصوری(کمی بیشتر) ساز تخصصیم هم ویالونه البته هر دو رو به صورت خود آموز و بدون رفتن به کلاس یاد گرفتم. حالا سوال من از دوستان گرامی اینه که اگه بخوام موسیقی و آهنگسازی رو در سطح حرفه ای یاد بگیرم ( البته باز هم به صورت خودآموز)، بعد از تئوری به ترتیب چه مباحثی رو باید یاد بگیرم و کتاب های مربوطه رو اگه میشه معرفی کنید.
ممنون
درود بر شما.
همون طور که دوستمون اشاره کرد بعد از تئوری موسیقی، هارمونی رو باید شروع کنید.
کتاب "هارمونی جامع کاربردی کامبیز روشن روان" به عنوان خود آموز شاید کتاب خوبی باشه.
تئوری (حمزه ندارم!) رو میشه خود آموز یاد گرفت ولی ساز و بقیه مباحث رو خیر ..!!
ساز انقدر تکنیک و .. داره که اصلا همچین چیزی تقریبا ناممکنه
اونم ویالن که به دلیل نداشتن پرده بنده نمیدونی داری نت رو درست اجرا میکنی یا فالش !
یه نوازنده ویالن باید گوش های قوی ای داشته باشه ! به همین دلیل کلاس سلفژ پیشنهاد میشه ! که اصلا هم نمیشه خود آموز آموختش !
بعدش برای آهنگسازی باید هارمونی و کنتر پوان هم بلد باشید ..
بعدش ساز شناسی و ارکستراسیون و فرم و ...
موفق باشید ..
درود بر شما.
دوست عزیز من هر جا که تا حالا دیدم تئوری رو "تئوری" نوشتن نه "تئوری".
برام سوال شده چرا انقد اصرار دارید به "تئوری"!

برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید


art-book-1023.jpg

5a0e86be-7bb5-44a2-97e6-c196f225e42b.jpg

موفق باشید.
 
سلام خدمت همگی
من تئوری موسیقی رو بلدم در سطح کتاب آقای پرویز منصوری(کمی بیشتر) ساز تخصصیم هم ویالونه البته هر دو رو به صورت خود آموز و بدون رفتن به کلاس یاد گرفتم. حالا سوال من از دوستان گرامی اینه که اگه بخوام موسیقی و آهنگسازی رو در سطح حرفه ای یاد بگیرم ( البته باز هم به صورت خودآموز)، بعد از تئوری به ترتیب چه مباحثی رو باید یاد بگیرم و کتاب های مربوطه رو اگه میشه معرفی کنید.
ممنون
سلام این مطلب رو جای دیگه ای گفته بودم ولی به نظرم اینجام به درد می خوره
اول این که برای یادگیری درست حسابی موزیک چه برای آهنگسازی چه برای نوازندگی و خوانندگی و ... خود آموز هیچ وقت جواب نمیده و حتی آموزشگاه رفتن بدون شناختی از استاد بازم جواب نمیده،این حرفا حاصل تجربست و این باعث شد که برم دانشگاه موزیک بخونم و جدی دنبال کنم قضیه رو چون تو آموزشگاها که مثل قارچ زیاده و فقط چنتاشون بدرد می خوره سرت حسابی کله میذارن!من که الان درس میدم توشون میفهمم! خیلی جاها میبینم طرف هیچی بارش نیست خودش و داره تدریس می کنه و دلم برای هنرجوها میسوزه واقعا...
نوازندگی واقعا خود آموز نمیشه و حتما باید پیش استاد خوب کار کنی که اگر خواستی از اساتید دانشگاهی چنتاشون رو برای ویولن می تونم بهت معرفی کنم تو پیغام شخصی...
اگر می خوای که جدی آهنگسازی کنی و به شیوه آکادمیک، روال به اینه، ولی قبلش بگم اگر می خوای پاپ کار کنی خیلیاش بدردت نمی خوره...
چیزایی که میگم روالیه که تو دانشگاه خوندم،البته لیسانسم نوازندگی پیانوه و ارشد دارم آهنگسازی می خونم...و خوب همیناست:
آهنگساز واقعی بقول استاد شریف لطفی باید خوب بخونه،خوب بنویسه و البته خلاقیت داشته باشه،
منظور از خوندن و نوشتن سلفژ و دیکته ی قویه... چیزی که برای ورود به هر دانشگاهی (چه ایران چه خراج از کشور) سخت گیریه زیادی میشه روش برای ورود به این رشته...
شما باید توانایی اینم رو داشته باشی که نت بخونی و قوی باشی تو سلفژ هم از نظر تشخیص اینتروال ها هم الگو های ریتمیک و رعایت و اجرای تمامی آرتیکولیشن ها و فریزینگ ها... و در کنارش بتونی چیزهایی که به ذهنت میاد خوب روی کاغذ بنویسی و بتونی چیزایی که میشنوی هم دیکته کنی... پس شد خوب بشنوی(تشخیص نت بعد اینتروال بعد تریاد ها و دنبالش انواع کورد های 4 صدایی و تشخیص انواع تنالیته ها و مد ها مثل مد های کلیسایی و مد های ایرانی و ...) خوب سلفژ کنی که کتابای زیادی هست برای نت خوانی و ریتم خوانی قسمت پارلاتی کتاب های پوزولی هست که بد نیست ولی قدیمیه!برای شیوه ی کانتاتی یا(آوازی همراه با تون) کتاب سایت سینگینگ خیلی خوبه و ...
اساتید آهنگسازی معتبر به شما موسیقی پاپ یاد نمیدن پس هرجا یا هر آموزشگاهی که دیدین زده آهنگسازی پاپ بدونید دنبال درآمد آموزشگاهه و هیچ فایده ای نداره، چون اساتید دانشگاهی فقط رو موسیقی کلاسیک قرن 20 به بعد کار می کنن و حتی موسیقی معاصر یعنی مدرن و حتی موسیقی کلاسیک دوره رمانتیک براشون واپسگرایانه و غیر کاربردیه و موسیقی روز براشون مهمه...
ولی از کجا باید شروع کرد... اول این که بفهمی می خوای چکار کنی و از چه ژانر و سبکی خوشت میاد
بعد باید ابزار کارو داشته باشی که غیر از سلفژ و زدن یه ساز در حد خیلی خوبه(برای آهنگسازی ترجیحا پیانو چون حداقل برای حرفه ای ها واجبه پیانو) خواندن کتاب های هارمونی و فرم و ارکستریشن و...
کتاب مقدماتی تئوری چیزیه که یه تازه کار می خونه به ترتیب سادگی تئوری موسیقی کمال پورتراب،پرویز منصوری و در آخر کتاب خیلی خوبه عناصر موسیقی رلف تیورک هست که خیلی توصیه می کنم
بعد از یادگیری اینتروال ها و گام شناسی و کورد شناسی در تئوری ورود میکنن به هارمونی که خیلی خیلی مهمه...
کتاب هایی مثل هارمونی کاربردی کرساکف ترجمه ی استاد ساهاکیانه عزیزه...
که خیلی ابتداییه البته، برای یادگیری خوب هارمونی کلاسیک کتاب والترپیستون که دو جلد هست و ترجمه ی سیاوش بیضایی هست رو توصیه می کنم یا هارمونی دوبوفسکی ترجمه مسعود ابراهیمی(من جفتشو خوندم و کلیات یکیه و من سیستم فونکسیونل والتر پیستون رو ترجیح میدم) و هست کتابای مکاتب دیگه مثل دوبوا که آقای الهامیان درس میدن و من نخوندم اطلاعاتی راجع به این کتاب ندارم...وکتاب های زیاد دیگه ای راجع به هارمونی هست(هارمونی پراتیک س.ی.ماکسیموف ترجمه مسعود ابراهیمی که خیلی مفیده... و کتاب آهنگسازی به شیوه ی کلاسیک علیرضا مشایخی که چیز خاصی نداره و هارمونی قرن بیستمه پرسی کتی ترجمه ی هوشنگ کامکار-انتشارات دانشگاه هنر که بعد از هارمونی کلاسیک باید خونده بشه و هارمونی و پیانوی جز دامینیک اولدیس که امین هنرمند ترجمه کرده و تاریخ تحول هارمونی شارل کوکلن ترجمه محسن الهامیان و ...)
و بعد از هارمونی کنترپوانه که کتاب های خیلی خوبی متاسفانه نیست براش و بهتریناش همون پلی فونی گریگوریف هست که کاملترینشونه و آهنگسازی به شیوه ی باخ استاد مشایخی و کتاب کنترپوان والترپیستون، کنترپوان دو بخش داره مدال و تنال و مدال که برای مدال کتاب کنترپوان مدال: براساس شیوه موسیقی قرن شانزدهم / نویسنده: دیویداج. بویدن , هوشنگ کامکار , هادی غبرائی هم هست و بعد باید کنترپوان تنال رو شروع کرد...
سازشناسی چیزیه که یه آهنگساز باید بسیار خوب بلد باشه و بعد از اون ارکستریشن و میشه همزمان با شروع هارمونی مطالعه کردش، کتابای زیادی براش وجود داره مثل ارکستریشن کرساکف، ارکستریشن شارل کوکلن ،ارکستریشن هکتور برلیوز و ریچارد اشتراوس، ارکستریشن کنت کنان و کتاب ترجمه نشده و بسیار خوب ادلر که فوق العاده کامل و خوبه... در کنار سازهای کلاسیک یادگیری ویژگی های سازای ایرانی برای ما خیلی مهمه... کتاب ساز های ایران محمد تقی مسعودیه که خیلی کاربردی نیست و کتاب سازشناسی ایرانی محمدرضا درویشی که خیلی خوبه و توصیه میکنم...
و بعد از همه اینها و یکی از مهمترین قسمت ها یادگیری فرم و آنالیزه که خیلی کمک می کنه به یه آهنگساز و کلا با آنالیز شما می فهمید که داستان آهنگسازی چیه...
کتاب ای.و.اسپاسبین ترجمه مسعود ابراهیمی کتاب خیلی خوبیه و کتاب های دیگه ای مثل فرم در موسیقی حسن زندباف...
زدن یک ساز ایرانی و اشراف داشتن به ردیف دستگاهی و آوازی هم برای آهنگساز ایرانی ضرورت داره... و کتابای خیلی زیادی هست برای اون که دیگه خیلی میشه که بخوام بگم :) ولی برای شروع کتاب مبانی نظری موسیقی ایرانی که حاصل کار حسین علیزاده و هومان اسعدی و کمال پورترابه...و کتاب نظری به موسیقی روح الله خالقی یا کتاب تئوری موسیقی ایرانیه علی نقی وزیری... که البته با زدن یه ساز ایرانی می تونید بیشتر ردیف رو بفهمید و بهش مسلط بشید...کتابای زیادی برای ردیف هست مثل ردیف داریوش طلایی...
و بعد این داستانا کتاب های آهنگسازی هم هست مثل اصول آهنگسازی آرنولد شوئنبرگ ( که در این کتابا صحبت از هارمونی و کنترپوان و فرم میشه که باید بهشون اشراف داشت تا خوندن این کتابا بدرد بخوره) کتاب بیایید آهنگ بسازیم و.پودوالا ترجمه مسعود ابراهیمی(کتاب خوبیه)- فرهنگ آهنگسازی علیرضا مشایخی که یجورایی کتابای آهنگسازی به شیوه کلاسیک (هارمونی) و آهنگسازی به شیوه باخ(کنترپوان) رو باید قبلش بخونید که خیلی هم کامل نیست البته کارای مشایخی(نظر شخصی)
و یه کتاب دیگم هست که ازونم خیلی راضی نبودم کتاب آموزش آهنگسازی جان هوارد ترجمه هوشنگ کامکاره...
کتاب خوب زیاده برای خوندن، کتابای خیلی خوبی مثل آنالیز شنکر،مثل درک و دریافت(که مطالب خیلی مفیدی داره) چگونه از موسیقی لذت ببریم زیگموند اسپات و.......... خیلی زیادن و خوبه که خوننده بشن!
خلاصه راه سخت ولی شیرینه و باید گفت بعد خوندن و یادگیری اینا هیچکس تضمین نمی کنه که بشه آهنگساز شد و غیر از داشتن تکنیک و علم قضیه باید واقعا خلاقیت و ذوق داشت...و یه نوازنده باید اشراف زیادی به رپرتوارش داشته باشه که همه این مطالب بهش کمک می کنه...
من این کتابایی که گفتمو خوندم البته بغیر از دوبوا و تئوری موسیقی ایران علی نقی وزیری...اگر زبانون خوبه کتاب به انگلیسی زیاد دارم که خیلی خوبن...
***** باید زیاد موزیک خوب گوش کرد...****
بازم سوالی بود در خدمتم.
ببخشید اگر طولانی بود.امیدوارم تا حدی کمک کرده باشم.
 

armin.khosravi

عضو سایت
28/4/14
211
21
mydreams
درود دوستان عزیز یه سوال داشتم.
میخواستم بدونم هدف از دیکته ی موسیقی چیه یعنی بعد اینکه کاملا ما اکی شدیم چه کارهایی رو دقیق میتونیم انجام بدیم؟
معمولا دیکته موسیقی رو در کنار وزن خوانی و صدا خوانی اموزش میدن.
من نت خوانیم نرمال هست یعنی نت های روی خط حامل رو به درستی تشخیص میدم فقط هدف از دیکته موسیقی رو درست نمیدونم. سپاس.
 
درود دوستان عزیز یه سوال داشتم.
میخواستم بدونم هدف از دیکته ی موسیقی چیه یعنی بعد اینکه کاملا ما اکی شدیم چه کارهایی رو دقیق میتونیم انجام بدیم؟
معمولا دیکته موسیقی رو در کنار وزن خوانی و صدا خوانی اموزش میدن.
من نت خوانیم نرمال هست یعنی نت های روی خط حامل رو به درستی تشخیص میدم فقط هدف از دیکته موسیقی رو درست نمیدونم. سپاس.
سلام
1- شما یاد میگیرید که بشنوید و گوش هاتون رو قوی کنید
2- یاد میگیرید چیزی که شنیدید رو روی کاغذ بیارید
3- به خوندتون کمک میکنه که راحت تر بخونید ( تو سلفژ منظورم هستا)
دیکته هم روش های مختلفی داره
جاذبه ای - فاصله ای و ..
سطح های مختلفی داره
یک صدایی: به صورت فواصل پیوسته - گسسته
چند صدایی : دیکته آکورد و ..
نوع های مختلفی هم داره مثل دیکته ریتم- دیکته ی ملودی
در کل میتونم بگم که بسیار بسیار مفید هست !!!!!!
و خیلی زیاد کمکتون خواهد کرد ( توی هر زمینه ای)
 

armin.khosravi

عضو سایت
28/4/14
211
21
mydreams
سلام
1- شما یاد میگیرید که بشنوید و گوش هاتون رو قوی کنید
2- یاد میگیرید چیزی که شنیدید رو روی کاغذ بیارید
3- به خوندتون کمک میکنه که راحت تر بخونید ( تو سلفژ منظورم هستا)
دیکته هم روش های مختلفی داره
جاذبه ای - فاصله ای و ..
سطح های مختلفی داره
یک صدایی: به صورت فواصل پیوسته - گسسته
چند صدایی : دیکته آکورد و ..
نوع های مختلفی هم داره مثل دیکته ریتم- دیکته ی ملودی
در کل میتونم بگم که بسیار بسیار مفید هست !!!!!!
و خیلی زیاد کمکتون خواهد کرد ( توی هر زمینه ای)
خیلی ممنونم ازت koorosh_kabir عزیز.
جالبه و اشتیاقم بیشتر شد واسه کار کردن!
فقط نظرتون راجب کتاب دیکته موسیقی مرتضی سرآبادانی چیه و یا کتاب دیگه ای اگه باشه ؟
میدونم که زیر نظر استاد خیلی بهتره اما خوب.. .
مرسی.
 
خیلی ممنونم ازت koorosh_kabir عزیز.
جالبه و اشتیاقم بیشتر شد واسه کار کردن!
فقط نظرتون راجب کتاب دیکته موسیقی مرتضی سرآبادانی چیه و یا کتاب دیگه ای اگه باشه ؟
میدونم که زیر نظر استاد خیلی بهتره اما خوب.. .
مرسی.
خواهش میکنم ..
من این کتاب رو ندیدم!!
ولی شما حتما باید زیر نظر معلم کار کنید
و اینکه دیکته بخشی از مبحث سلفژ هست! یعنی معلم شما باید در کنار سلفژ باهاتون دیکته هم کار کنه ..
اگر تهران هستید استاد بسیار خوب میتونم معرفی کنم!!
موفق باشید
 
16/1/15
165
سنقر
سلام خدمت دوستان
من ویلن میزنم کتاب ل ویلن جلد۱و۲و۳وکتاب استاد روح الله خالقی جلد۱و۲رو زدم حالا باید به چه ترتیبی ادامه بدم?
 
28/8/12
1,539
سه و چهار خاقیم کار کن بعد وارد ریدف اوازی شو که شمامل کتاب اسد الله ملک صبا لشکری بدیعی خرم و.... هست هر کدوم استادت میگه شروع کن ولیردیف رو باسه جلد صبا میتونی شروع کنی بعدشم للشگری و ....
 
31/3/14
37
23
درود دوستان و اساتيد عزيز..
در سلفژ فواصل(intervals) مهمترن يا تشخيص نت ها(pitches)?
 
درود دوستان و اساتيد عزيز..
در سلفژ فواصل(intervals) مهمترن يا تشخيص نت ها(pitches)?
سلام فواصل مهم هستن
اینکه شما کارکتر فواصل رو بلد باشید و حفظ باشد و بتونید بخونیدشون یا اگه واستون یه فاصله ای زدن بتونید تشخیصش بدید
بهترین روش و کاربردی ترین روش سلفژ هم همون روش فواصل هست
چون شما وقتی کاراکتر فواصل رو حفظ بشید دیگه هر چیزی بهتون بدن رو میتونید بخونید
 
سلام این مطلب رو جای دیگه ای گفته بودم ولی به نظرم اینجام به درد می خوره
اول این که برای یادگیری درست حسابی موزیک چه برای آهنگسازی چه برای نوازندگی و خوانندگی و ... خود آموز هیچ وقت جواب نمیده و حتی آموزشگاه رفتن بدون شناختی از استاد بازم جواب نمیده،این حرفا حاصل تجربست و این باعث شد که برم دانشگاه موزیک بخونم و جدی دنبال کنم قضیه رو چون تو آموزشگاها که مثل قارچ زیاده و فقط چنتاشون بدرد می خوره سرت حسابی کله میذارن!من که الان درس میدم توشون میفهمم! خیلی جاها میبینم طرف هیچی بارش نیست خودش و داره تدریس می کنه و دلم برای هنرجوها میسوزه واقعا...
نوازندگی واقعا خود آموز نمیشه و حتما باید پیش استاد خوب کار کنی که اگر خواستی از اساتید دانشگاهی چنتاشون رو برای ویولن می تونم بهت معرفی کنم تو پیغام شخصی...
اگر می خوای که جدی آهنگسازی کنی و به شیوه آکادمیک، روال به اینه، ولی قبلش بگم اگر می خوای پاپ کار کنی خیلیاش بدردت نمی خوره...
چیزایی که میگم روالیه که تو دانشگاه خوندم،البته لیسانسم نوازندگی پیانوه و ارشد دارم آهنگسازی می خونم...و خوب همیناست:
آهنگساز واقعی بقول استاد شریف لطفی باید خوب بخونه،خوب بنویسه و البته خلاقیت داشته باشه،
منظور از خوندن و نوشتن سلفژ و دیکته ی قویه... چیزی که برای ورود به هر دانشگاهی (چه ایران چه خراج از کشور) سخت گیریه زیادی میشه روش برای ورود به این رشته...
شما باید توانایی اینم رو داشته باشی که نت بخونی و قوی باشی تو سلفژ هم از نظر تشخیص اینتروال ها هم الگو های ریتمیک و رعایت و اجرای تمامی آرتیکولیشن ها و فریزینگ ها... و در کنارش بتونی چیزهایی که به ذهنت میاد خوب روی کاغذ بنویسی و بتونی چیزایی که میشنوی هم دیکته کنی... پس شد خوب بشنوی(تشخیص نت بعد اینتروال بعد تریاد ها و دنبالش انواع کورد های 4 صدایی و تشخیص انواع تنالیته ها و مد ها مثل مد های کلیسایی و مد های ایرانی و ...) خوب سلفژ کنی که کتابای زیادی هست برای نت خوانی و ریتم خوانی قسمت پارلاتی کتاب های پوزولی هست که بد نیست ولی قدیمیه!برای شیوه ی کانتاتی یا(آوازی همراه با تون) کتاب سایت سینگینگ خیلی خوبه و ...
اساتید آهنگسازی معتبر به شما موسیقی پاپ یاد نمیدن پس هرجا یا هر آموزشگاهی که دیدین زده آهنگسازی پاپ بدونید دنبال درآمد آموزشگاهه و هیچ فایده ای نداره، چون اساتید دانشگاهی فقط رو موسیقی کلاسیک قرن 20 به بعد کار می کنن و حتی موسیقی معاصر یعنی مدرن و حتی موسیقی کلاسیک دوره رمانتیک براشون واپسگرایانه و غیر کاربردیه و موسیقی روز براشون مهمه...
ولی از کجا باید شروع کرد... اول این که بفهمی می خوای چکار کنی و از چه ژانر و سبکی خوشت میاد
بعد باید ابزار کارو داشته باشی که غیر از سلفژ و زدن یه ساز در حد خیلی خوبه(برای آهنگسازی ترجیحا پیانو چون حداقل برای حرفه ای ها واجبه پیانو) خواندن کتاب های هارمونی و فرم و ارکستریشن و...
کتاب مقدماتی تئوری چیزیه که یه تازه کار می خونه به ترتیب سادگی تئوری موسیقی کمال پورتراب،پرویز منصوری و در آخر کتاب خیلی خوبه عناصر موسیقی رلف تیورک هست که خیلی توصیه می کنم
بعد از یادگیری اینتروال ها و گام شناسی و کورد شناسی در تئوری ورود میکنن به هارمونی که خیلی خیلی مهمه...
کتاب هایی مثل هارمونی کاربردی کرساکف ترجمه ی استاد ساهاکیانه عزیزه...
که خیلی ابتداییه البته، برای یادگیری خوب هارمونی کلاسیک کتاب والترپیستون که دو جلد هست و ترجمه ی سیاوش بیضایی هست رو توصیه می کنم یا هارمونی دوبوفسکی ترجمه مسعود ابراهیمی(من جفتشو خوندم و کلیات یکیه و من سیستم فونکسیونل والتر پیستون رو ترجیح میدم) و هست کتابای مکاتب دیگه مثل دوبوا که آقای الهامیان درس میدن و من نخوندم اطلاعاتی راجع به این کتاب ندارم...وکتاب های زیاد دیگه ای راجع به هارمونی هست(هارمونی پراتیک س.ی.ماکسیموف ترجمه مسعود ابراهیمی که خیلی مفیده... و کتاب آهنگسازی به شیوه ی کلاسیک علیرضا مشایخی که چیز خاصی نداره و هارمونی قرن بیستمه پرسی کتی ترجمه ی هوشنگ کامکار-انتشارات دانشگاه هنر که بعد از هارمونی کلاسیک باید خونده بشه و هارمونی و پیانوی جز دامینیک اولدیس که امین هنرمند ترجمه کرده و تاریخ تحول هارمونی شارل کوکلن ترجمه محسن الهامیان و ...)
و بعد از هارمونی کنترپوانه که کتاب های خیلی خوبی متاسفانه نیست براش و بهتریناش همون پلی فونی گریگوریف هست که کاملترینشونه و آهنگسازی به شیوه ی باخ استاد مشایخی و کتاب کنترپوان والترپیستون، کنترپوان دو بخش داره مدال و تنال و مدال که برای مدال کتاب کنترپوان مدال: براساس شیوه موسیقی قرن شانزدهم / نویسنده: دیویداج. بویدن , هوشنگ کامکار , هادی غبرائی هم هست و بعد باید کنترپوان تنال رو شروع کرد...
سازشناسی چیزیه که یه آهنگساز باید بسیار خوب بلد باشه و بعد از اون ارکستریشن و میشه همزمان با شروع هارمونی مطالعه کردش، کتابای زیادی براش وجود داره مثل ارکستریشن کرساکف، ارکستریشن شارل کوکلن ،ارکستریشن هکتور برلیوز و ریچارد اشتراوس، ارکستریشن کنت کنان و کتاب ترجمه نشده و بسیار خوب ادلر که فوق العاده کامل و خوبه... در کنار سازهای کلاسیک یادگیری ویژگی های سازای ایرانی برای ما خیلی مهمه... کتاب ساز های ایران محمد تقی مسعودیه که خیلی کاربردی نیست و کتاب سازشناسی ایرانی محمدرضا درویشی که خیلی خوبه و توصیه میکنم...
و بعد از همه اینها و یکی از مهمترین قسمت ها یادگیری فرم و آنالیزه که خیلی کمک می کنه به یه آهنگساز و کلا با آنالیز شما می فهمید که داستان آهنگسازی چیه...
کتاب ای.و.اسپاسبین ترجمه مسعود ابراهیمی کتاب خیلی خوبیه و کتاب های دیگه ای مثل فرم در موسیقی حسن زندباف...
زدن یک ساز ایرانی و اشراف داشتن به ردیف دستگاهی و آوازی هم برای آهنگساز ایرانی ضرورت داره... و کتابای خیلی زیادی هست برای اون که دیگه خیلی میشه که بخوام بگم :) ولی برای شروع کتاب مبانی نظری موسیقی ایرانی که حاصل کار حسین علیزاده و هومان اسعدی و کمال پورترابه...و کتاب نظری به موسیقی روح الله خالقی یا کتاب تئوری موسیقی ایرانیه علی نقی وزیری... که البته با زدن یه ساز ایرانی می تونید بیشتر ردیف رو بفهمید و بهش مسلط بشید...کتابای زیادی برای ردیف هست مثل ردیف داریوش طلایی...
و بعد این داستانا کتاب های آهنگسازی هم هست مثل اصول آهنگسازی آرنولد شوئنبرگ ( که در این کتابا صحبت از هارمونی و کنترپوان و فرم میشه که باید بهشون اشراف داشت تا خوندن این کتابا بدرد بخوره) کتاب بیایید آهنگ بسازیم و.پودوالا ترجمه مسعود ابراهیمی(کتاب خوبیه)- فرهنگ آهنگسازی علیرضا مشایخی که یجورایی کتابای آهنگسازی به شیوه کلاسیک (هارمونی) و آهنگسازی به شیوه باخ(کنترپوان) رو باید قبلش بخونید که خیلی هم کامل نیست البته کارای مشایخی(نظر شخصی)
و یه کتاب دیگم هست که ازونم خیلی راضی نبودم کتاب آموزش آهنگسازی جان هوارد ترجمه هوشنگ کامکاره...
کتاب خوب زیاده برای خوندن، کتابای خیلی خوبی مثل آنالیز شنکر،مثل درک و دریافت(که مطالب خیلی مفیدی داره) چگونه از موسیقی لذت ببریم زیگموند اسپات و.......... خیلی زیادن و خوبه که خوننده بشن!
خلاصه راه سخت ولی شیرینه و باید گفت بعد خوندن و یادگیری اینا هیچکس تضمین نمی کنه که بشه آهنگساز شد و غیر از داشتن تکنیک و علم قضیه باید واقعا خلاقیت و ذوق داشت...و یه نوازنده باید اشراف زیادی به رپرتوارش داشته باشه که همه این مطالب بهش کمک می کنه...
من این کتابایی که گفتمو خوندم البته بغیر از دوبوا و تئوری موسیقی ایران علی نقی وزیری...اگر زبانون خوبه کتاب به انگلیسی زیاد دارم که خیلی خوبن...
***** باید زیاد موزیک خوب گوش کرد...****
بازم سوالی بود در خدمتم.
ببخشید اگر طولانی بود.امیدوارم تا حدی کمک کرده باشم.
درود . بسار و عالی بنده بعد از سال ها تجربه در بحث نوازندگی و موسیقی اهنگسازی متوجه شدم که تجربه چندان کمکی نمیکنه خوبه ولی همه چیز نیست و باید برای روال کار حرفه ای دانشگاه موسیقی رفت و قدم به قدم از تِیوری موزیک بگیر تا سلفژ و هارمونی ...تجربه بالا در کنمار همین علم دانشگاهی و کمی خلاقیت خیلی جواب میده . سپاس از مطلب جالب و دقیق شما دوست گرامی
 

mohammad rezaa

هنرمند
کاربر با تجربه
عضو سایت
30/8/14
628
28
مشهد
درود دوستان و اساتيد عزيز..
در سلفژ فواصل(intervals) مهمترن يا تشخيص نت ها(pitches)?
سوال بسیار خوبی کردین کامبیز جان و من نقطه نظرات بزرگان رو که در این مورد خوندم به شما میگم.مثل ربینشتاین و هوفمان.
در کل تشخیص دقیق پیچ یا فرکانس نت نمیتونه زیاد هم خوب باشه.اما چرا؟
بعضی از هنرجو ها به صورت ذاتی یه استعداد نهفته دارن و میتونن دقیقا فرکانس نتی که میشنون رو تشخیص بدن.اما این مساله میتونه جایی اسیب برسونه بهشون که یه اهنگ رو که قبلا شنیدن رو تو یه فرکانس /کوک/یا تنالیته دیگه بشنون.این جا ممکنه در ابتدا و برای چند لحظه حتی تشخیص ندن که این چه اهنگی هست و اگه نوازنده باشن که قطعا مشکلات بیشتری هم دارن.
واسه همین تو موسیقی امروز گوش ابسلوت یا همون تشخیص دقیق پیچ نت ها امتیازی محسوب نمیشه و حتی اگه تاریخ رو بررسی کنیم میبینیم خیلی از نوابغ اسم و رسم دار هم گوش مطلق نداشتن.اگه اشتباه نکنم روبرت شومان و البته خیلی ها.
بنابراین به این نتیجه میرسیم که فقط تشخیص دقیق فواصل بسیار حائز اهمیت هست و یادگیری اون غیر قابل گریز برای هنرجوها.
مکتب جدیدی در اموزش سلفژ بوجود اومد و این بود که ما تمام سلفژ رو فقط در یک تنالیه مثلا دو ماژور یاد میگیریم.در مینور ها مثلا فقط لا مینور.یا هر مود دیگه ای فقط یک تنالیته در نظر گرفته میشه.بنابر این شما وقتی ملودی رو میشنوین فواصل رو حدس میزنین و دیگه مهم نیست تنالیه دو ماژور هست یا فا ماژور.چه بسا تشخیص همین مساله هم همراه با ساز چند ثانیه بیشتر زمان نمیبره.
بنابراین تشخیص دقیق پیچ نت ها در موسیقی امروز اصلا حائز اهمیت نیست و ارزش چندانی نداره.
 

mohammad rezaa

هنرمند
کاربر با تجربه
عضو سایت
30/8/14
628
28
مشهد
درود . بسار و عالی بنده بعد از سال ها تجربه در بحث نوازندگی و موسیقی اهنگسازی متوجه شدم که تجربه چندان کمکی نمیکنه خوبه ولی همه چیز نیست و باید برای روال کار حرفه ای دانشگاه موسیقی رفت و قدم به قدم از تِیوری موزیک بگیر تا سلفژ و هارمونی ...تجربه بالا در کنمار همین علم دانشگاهی و کمی خلاقیت خیلی جواب میده . سپاس از مطلب جالب و دقیق شما دوست گرامی
منم موافقم با شما تا حدودی.بخصوص برای کسانی که تو ایران هستن و نمیتونن تو محیط اجتماعی انجمن های موسیقی قوی درست کنن که شامل بخش های رقابتی و مفهومی باشه
اما در مورد بزرگانی که هیچ وقت دانشگاه موسیقی نرفتن چطور؟
یا اصلا دانشگاه موسیقی تضمینی هست برای تبدیل شدن به یه موزیسین؟
اگه هست چرا اینهمه فارغل التحصیل بی سواد و بی هنر داریم؟
من شخصا کسی رو دیدم که با لیسانس موسیقی هنوز نمیتونست نت خوانی دقیق داشته باشه یا تعریف درستی از میزان ترکیبی نداشت که ساده ترین درس ها هستن اینا
یا چرا خیلی ها که به دانشگاه موسیقی نرفتن تبدیل به استراوینسکی ها شدن؟ یا تو خود ایران هم داریم که خیلی از اهنگسازان موفق دانشگاه نرفتن
البته خیلی از بزرگان هنر و خود موسیقی و تقریبا نصف جامعه هنری معتقدن هنر صرفا نیازی به دانشگاه رفتن نداره.چرا؟
ببینین شما الان در رشته موسیقی در بهترین دانشگاه در کشوری اروپایی یا حتی امریکا درس بخونین باز هم به شدت نیاز دارین که کلاس خصوصی برین.چرا؟چون اساتید سطح بالا و درست حسابی به قول اقای هوفمان تو دانشگاه معمولا مدیر هستن و خارج از دانشگاه تدریس میکنن.
از هنر تهران /کومیتاس ارمنستان بگیرین تا گراتز وین و اکادمی نیویورک همه و همه محیط های اموزشی هستن که شما رو بی نیاز نمیکنن.یعنی به هرحال باید خارچ از دانشگاه به کلاس خصوصی رفتن ادامه داد.
بنابراین دانشگاه به نظر خیلی ها تضمین موفقیت نیست اما بدون شک رفتن دانشگاه ما رو غنی تر خواهد کرد(که باز هم مثال نقض وجود داره)
 
18/3/16
138
شیراز
بنابر این شما وقتی ملودی رو میشنوین فواصل رو حدس میزنین و دیگه مهم نیست تنالیه دو ماژور هست یا فا ماژور.چه بسا تشخیص همین مساله هم همراه با ساز چند ثانیه بیشتر زمان نمیبره.
ممنون
برای اینکه فواصل تو ذهنمون جا بگیره و تشخیص بدیم , چه تمرین هایی رو پیشنهاد میدین؟
 
آخرین ویرایش:
بالا