آخرین ارسال‌ها

بیوگرافی لودویگ وان بتهوون

لودویگ وان بتهوون

178659


پرتره ای از جوزف کارل ستیلر، 1820
لودویگ وان بتهوون (غسل تعمید شده در 17 دسامبر 1770- درگذشته 26 مارس1827) آهنگساز و پیانیست آلمانی بود. شخص اساسی در گذر از دوره کلاسیک به دوره رمانتیک در موسیقی کلاسیک، او به عنوان یکی از شناخته شده ترین و تاثیرگذارترین در بین تمام آهنگسازان باقی مانده است. مشهورترین تصنیف هایش شامل 9 سمفونی، 5 کنسرتوی پیانو، 1 ویولن کنسرتو، 32 سونات پیانو، 16 کوارتت زهی، یک مس با نام میسا سولمنیس و یک اپرا به اسم فیدلیو.

بتهوون در شهر بن که در آن هنگام پایتخت حوزه انتخابی کولون و بخشی از امپراطوری مقدس روم بود، به دنیا آمد. او استعداد موسیقی خود را در سنین ابتدایی نشان داد و به وسیله پدرش یوهان وان بتهوون و آهنگساز و رهبرارکستر کریستیان گوتولب نیفه تعلیم یافت. در سن 21 سالگی به شهر وین نقل مکان کرد جایی که در آنجا مطالعه آهنگسازی زیر نظر جوزف هایدن را آغاز کرد و به عنوان پیانیستی ویرتوئوز به شهرت رسید. او تا هنگام مرگش در وین زندگی کرد. در اواخر دهه سوم زندگی شنواییش رو به زوال رفت و در دهه آخر عمر تقریبا به صورت کامل ناشنوا بود. در سال 1811 رهبری ارکستر و نوازندگی در حضور جمع را رها کرد ولی به تصنیف کردن موسیقی ادامه داد، بسیاری از تحسین شده ترین کارهایش مربوط به 15 سال پایانی زندگی وی هستند.

بیوگرافی

سابقه و زندگی اولیه


بتهوون نوه لودویگ وان بتهوون (1712-1773) بود، موسیقیدانی از شهر ماشلان واقع در ایالت دوخی برابنت از منطقه فلمیش که الآن بلژیک است و در سن 21 سالگی به شهر بن نقل مکان کرده بود. لودویگ (او هم ریشه آلمانی لودویج که از زبان هلندی بود را اتخاذ کرد) به عنوان خواننده باس در دربار الکتور کولون استخدام شده بود، در نهایت در سال 1761 به عنوان کارگردان موسیقی ترقی پیدا کرد و پس از آن به موسیقیدان سرآمدی در شهر بن تبدیل شد. پرتره ای که او در سال های پایانی زندگیش سفارش داده بود، همچنان با افتخار در اتاق های نوه اش به عنوان جادویی از میراث موسیقی نمایش داده می شود. لودویگ یک پسر به اسم یوهان (1740-1792) داشت که در تشکیلات موسیقایی مشابه به عنوان خواننده تنور مشغول کار بود و برای تکمیل کردن درآمدش درس هایی از کیبود و ویولن می داد. یوهان در سال 1767 با ماریا مگدالنا کوریچ ازدواج کرد، او دختر یوهان فردریک کوریچ (1701-1751) بود که در دربار اسقف اعظم واقع تریر سرآشپر بود.

178657

محل تولد بتهوون در بن گاسه 20
بتهوون از این ازدواج در شهر بن به دنیا آمد. از تاریخ تولد او هیچ مدرک قابل اعتمادی وجود ندارد، به هر حال ثبت غسل تعمید او در 17 دسامبر 1770 در عبادتگاه کاتولیک پاریش واقع در خیابان رگوس وجود دارد. چنانکه کودک آن دوره، در سرزمین راین کاتولیک یک روز بعد از تولدش غسل تعمید می شد و دانسته شده است که خانواده بتهوون و معلمش یوهان آلبرختسبرگر تولد او را در 16 دسامبر جشن گرفته اند، بسیاری از محققین 16 دسامبر را به عنوان تاریخ تولد او قبول دارند.

از هفت کودک متولد شده یوهان وان بتهوون فقط لودویگ، بچه دوم، و دو برادر کوچک تر در دوران طفولیت زنده ماندند. کاسپار آنتون کارل در 8 آوریل 1774 به دنیا آمد و نیکولاس یوهان که کم سن ترین بود در 2 اکتبر 1776 چشم به جهان گشود.

اولین معلم موسیقی بتهوون پدرش بود. او بعدا معلمان محلی دیگری داشت: ارگ نواز دربار گیلز وان دن ادن (درگذشته 1782)، توبیاس فردریک پفیفر (یک دوست خانواده، کسی که آموزش های کیبورد ارائه می داد) و فرانتس روانتینی (یک خویشاوند که او را در نواختن ویولن و ویولا تعلیم می داد). از همان آغاز ساختار آموزشی وی، که از پنج سالگیش شروع شد، ناملایم و فشرده بود و اغلب او را به گریه کردن وا می داشت: با دخالت پفیفر بی خواب که کلاس های آخر شب بی قاعده با بتهوون نونهال بود و از تختخواب به پای کیبورد کشانده می شد. استعداد موسیقایی وی از سن کودکی آشکار شد. یوهان از موفقیت های لئوپولد موتزارت در این منطقه مطلع بود (با پسرش ولفگانگ و دخترش نانرل)، تلاش می کرد پسرش را به عنوان کودک نابغه ترفیع کند. در پوستر های اولین اجرای عمومی وی در مارس 1778 ادعا می کرد بتهوون شش سال سن دارد (در حالی که او هفت ساله بود).

چند وقت بعد از 1779، بتهوون مطالعاتش را با مهمترین معلمش در شهر بن یعنی کریستیان گوتولب نیفه آغاز کرد، کسی که در آن سال به عنوان ارگ نواز دربار منصوب شده بود. نیفه به او آهنگسازی یاد داد و در سال 1783 به وی در نوشتن نخستین کمپوزسیون انتشار یافته اش کمک کرد: مجموعه ای از واریاسیون ها برای کیبورد (کارهای بدون شماره 63). طولی نکشید که بتهوون به عنوان دستیار ارگ نواز با نیفه کار می کرد، در ابتدا بدون دریافت دستمزد (1781)، و سپس به عنوان یک مستخدم حقوق بگیر (1784) در دربار چاپل که به وسیله کاپلمیستر آندریا لوچسی رهبری می شد. سه تا سونات پیانوی نخست او که کورفورست (الکتور) نام داشت و به الکتور ماکسیمیلیان فردریچ (1708-1784) اهدا شده بود، در سال 1783 منتشر گردید. ماکسیمیلیان فردریچ زود متوجه استعداد او شد و مطالعات موسیقایی مرد جوان را تشویق و کمک مالی می کرد. جانشین ماکسیمیلیان فردریچ به عنوان الکتور شهر بن ماکسیمیلیان فرانسیس بود، جوان ترین پسر ملکه اتریش یعنی ماریا ترزا، و او موجب تغییرات قابل توجهی در بن شد. این تغییرات طنین انداز به وسیله برادرش جوزف در وین ساخته شده بود، او اصلاحات را بر اساس فلسفه روشنگری معرفی کرد، همراه با حمایت افزایش یافته برای تحصیلات و هنر. بتهوون نوجوان تقریبا به صورت قاطع تحت تاثیر این تغییرات قرار گرفت، او همچنین در این زمان از ایده های والای فراماسونری متاثر گردید، همچنانکه نیفه و باقی افرادی که اطراف بتهوون بودند عضوی از شعبه محلی سفارش از ایلومیناتی بودند.

در دسامبر 1786 بتهوون با هزینه کارفرمای خود برای اولین بار به شهر وین مسافرت کرد، ظاهرا به امید تحصیل کردن زیر نظر موتزارت. جزئیات رابطه آنها نا معلوم است، شامل اینکه آیا واقعا با هم ملاقات کرده اند. در ماه می 1787 به محض اینکه بتهوون دریافت مادرش مریض است، سریعا به بن بازگشت، مادرش اندکی پس از آن درگذشت و پدرش حریصانه تر به الکلیسم گرفتار شد. در نتیجه او مسئول مواظبت کردن از دو برادر کوچکش را به عهده گرفت و پنج سال بعدی را در بن سپری کرد.

178656

پرتره بتهوون در 13 سالگی (1783)
او در این سال ها به اشخاص مختلفی معرفی شد که در زندگیش نقش مهمی را ایفا کردند. فرانتس وگلر که یک دانشجوی جوان پزشکی بود، او را به خانواده ون برونینگ معرفی کرد (یکی از دختر هایشان سرانجام با وگلر ازدواج کرد). او اغلب خانواده ون برونینگ را ملاقات می کرد، جاییکه که به بعضی از بچه ها پیانو یاد داد. در اینجا او با ادبیات آلمانی و کلاسیک مواجه شد. محیط خانوادگی ون برونینگ از محیط خانوادگی خودش کمتر اضطراب آور بود، که با رو به زوال گذاشتن پدرش بیش از پیش این شرایط حکمفرما می شد. او همچنین مورد توجه کانت فردیناند ون ولدشتاین قرار گرفت که تبدیل به دوست مادام العمر و حامی مالیش گردید.

در سال 1789 بتهوون یک امریه قانونی به دست آورد که در آن مستقیما نصف دستمزد پدرش جهت تامین خانواده به او پرداخته می شد. او همچنین با نواختن ویولا در ارکستر دربار به درآمد خامواده کمک بیشتری می کرد. همین او را با اپراهای متنوعی آشنا کرد، شامل سه تا از کارهای موتزارت که در این دوره در دربار اجرا می شد. او همچنین با آنتون ریچا صمیمی شد، یک فلوت نواز و ویولونیست تقریبا هم سن و سال خودش که برادر زاده رهبر ارکستر دربار یعنی جوزف ریچا بود.

از سال 1790 تا 1792 او شمار قابل توجهی از کارهایش را تصنیف کرد (هیچ کدام از آنها در این بازه زمانی انتشار نیافت و بسیاریشان تحت عنوان کارهای بدون شماره اپوس فهرست شده اند) که دامنه رو به رشد و بلوغش را نشان می دهند. موسیقی شناسان تمی مشابه با آنچه که در سمفونی سومش وجود دارد را در مجموعه ای واریاسیون ها که در سال 1791 نوشته شده است، شناسایی کرده اند. این قضیه احتمالا بخاطر توصیه های نیفه بود که بتهوون در اولین سفارش هایش دریافت کرده بود بود، رئیسان شهرداری در بن به مناسبت مرگ فرانتس جوزف دوم و به متعاقب آن رسیدن تخت امپراطوری رم مقدس به لئوپولد دوم کانتات هایی را سفارش داده بودند. دو کانتات امپراطور (کارهای بدون شماره اپوس 87 و 88) که به آنها پرداخته بود هیچگاه در آن زمان اجرا نشدند و تا سال های دهه 1880 همچنان گم شده باقی ماندند. اما بر اساس گفته برامس آنها به طور واضح کاملا بتهوونی هستند، و همینطور سبک پیامبر گونه حزن انگیزی که موسیقی او را از سنت کلاسیک جدا می کرد.
او احتمالا اولین بار در اواخر سال 1790 به جوزف هایدن معرفی شد. هنگامی که اول به لندن سفر کرده و بعدا موقع کریستمس در شهر بن توقف کرده بود. آنها یک سال و نیم بعد در جولای 1792 و مصادف با سفر بازگشت هایدن از لندن به وین همدیگر را ملاقات کردند و احتمالا این مقدماتی برای بتهوون در آن هنگام بود تا نزد استاد پیر به تحصیل بپردازد.

سازماندهی کردن حرفه اش در وین

با کمک های الکتور در نوامبر 1792 درمیان شایعات جنگ ائتلافی فرانسه، بن را به مقصد وین ترک کرد. او اندکی بعد از ورودش دریافت که پدرش درگذشته است. موتزارت هم به تازگی فوت کرده بود. کانت والدشتاین در وداعش با بتهوون متذکر شد و نوشت: از طریق پشتکار بی وقفه روح موتزارت را از میان دستان هایدن دریافت خواهی کرد. در سال های بعدی، بتهوون با مطالعه آثار استاد (موتزارت) و نوشتن کارهایی با چاشنی متمایز موتزارتی به این احساس شایع که او جانشین موتزارت تازه فوت شده است پاسخ روشنی داد. بتهوون فورا کار خود را در مقام آهنگساز شروع نکرد در عوض بیشتر خود را وقف مطالعه و نوازندگی می کرد. با کار کردن زیر نظر هایدن، او به دنبال استادی در کنترپوان سوق پیدا کرد، او همچنین نزد ایگناز شوپانزیگ به تحصیل ویولن پرداخت. در اوایل این دوره، او همچنین شروع به دریافت راهنمایی هایی گاه به گاه از آنتونیو سالیری و در درجه اول درباره سبک آهنگسازی آوازی ایتالیایی نمود، این رابطه حداقل تا سال 1802 و شاید تا 1809 همچنان ادامه داشت. با عزیمت هایدن به انگلستان در سال 1794، الکتور از بتهوون انتظار داشت که به بن بازگردد، در عوض او خواست که در وین باقی بماند و آموزشش را در کنترپوان با یوهان آلبرختسبرگر و دیگر آموزگاران ادامه دهد. با اینکه دستمزدش از سوی الکتور منقضی شد، تعدادی از نجیب زادگان وینی به توانایی او پی بردند و به او پیشنهاد حمایت مالی دادند، در میان آنان اشخاصی مانند پرنس جوزف فرانتس لوبکوفیتز، پرنس کارل لیچنوفسکی و بارون گاتفرید وان سویتن بود.

178658

پرتره بتهوون به عنوان مردی جوان
در سال 1793 به عنوان یک بداهه نواز در سالن های نجیب زاده ها شهرت پیدا کرد، اغلب پرلود ها و فوگ های کلاویه تعدیل شده اثر باخ را اجرا می کرد. دوستش نیکولاس سیمراک شروع به انتشار تصنیفات او کرد، اعتقاد بر این است که نخستین آنها مجموعه ای از واریاسیون ها بوده است (کارهای بدون شماره اپوس 66). همچنین در 1793 به عنوان یک پیانیست ویرتوئوز نیز در وین به شهرت رسید، اما او ظاهرا از کارهای انتشارات خودداری کرد بطوریکه به نشریه آنها در سال 1795 ضربه شدیدی وارد شد. نخستین اجرای عمومی وی در شهر وین در ماه مارس 1795 بود، کنسرتی که او نخست یکی از کنسرتو های پیانویش را اجرا نمود که معلوم نیست آیا اولین شان بود یا دومین. شواهد مستند غیر واضح هستند، و هر دو کنسرتو در حالت نزدیک به کامل شدن مشابهی بودند (هیچ کدامشان برای سال ها کامل نبودند و انتشار نیافتند). اندک زمانی بعد از این اجرا او برای انتشار نخستین تصنیف هایش سازماندهی کرد که وی یک شماره اپوس به آن ها اختصاص داد، سه تریو پیانو اپوس 1. این کارها به حامیش پرنس لیچنفسکی اهدا شده بود و یک موفقیت مالی بود، عایدی بتهوون تقریبا برای پوشش هزینه های زندگی یک سالش کافی بود.

بلوغ موسیقایی

بتهوون در بین سال های 1798 تا 1800 شش تا از نخستین کوارتت های زهی اش را تصنیف کرد ( که از طرف پرنس لوبکوفیتز سفارش داده شده و به وی تقدیم شده بود). آنها در سال 1801 انتشار یافتند. با نخستین سمفونی هایش در سال های 1801 و 1803، او به عنوان یکی از مهمترین های یک نسل از آهنگسازان جوان متعاقب هایدن و موتزارت تبدیل شد. او همچنین به نوشتن در سایر فرم ها ادامه داد، سونات های پیانوی بسیار شناخته شده ای مانند سونات پاتتیک (اپوس 13) را ساخت که کووپر آن را در مواردی مانند استحکام شخصیت، عمق احساس، سطح اصالت و نیز خلاقیت در بکار بردن موتیفیک و تونال، به عنوان اثری فراتر از تمام تصنیفات قبلی توصیف می کرد. او همچنین در سال 1799 سپتت (اپوس 20) خود را کامل کرد که یکی از مشهورترین کارهایش در طول عمرش بود. برای نخستین سمفونی خود، در 2 آوریل 1800 بورگ تئاتر را کرایه کرد و برنامه گسترده ای از موسیقی شامل کارهایی از هایدن و موتزارت، همچنین سپتت، نخستین سمفونی و یکی از کنسرتو های پیانویش (هیچ کدام از سه کار اخیر در آن هنگام انتشار نیافتند) را به نمایش گذاشت. این کنسرت را که روزنامه موسیقی عمومی آن را به عنوان یکی از جالب توجه ترین کنسرت ها در مدت زمانی طولانی توصیف کرد، خالی از مشکلات نبود، در میان انتقاد ها این بود که نوازندگان به خودشان زحمت کوچکترین توجه به تکنواز را نمی دادند.

موتزارت و هایدن نفوذ غیر قابل انکاری داشتند. به عنوان مثال گفته می شود که کوینتت برای پیانو و ساز های بادی بتهوون شباهت بسیاری با کار موتزارت در ساختار مشابه دارد، هرچند با تاثیرات متمایزش. اما ملودی هایش، بسط موسیقایی، استفاده از مدولاسیون و بافت و احساس شخصی همگی او را از تاثیراتش جدا می نماید و اثر بعضی از کارهای اولیه اش زمانی که برای نخستین بار انتشار یافتند را بالا می برد. در پایان سال 1800 بتهوون و موسیقی اش در بین حامیان و ناشر ها بسیار بیشتر از گذشته خواستار داشت.

178660

بتهوون در سال 1803
در ماه می سال 1799 بتهوون به دختران کنتس مجارستانی آنا برانسویک پیانو تدریس می کرد. در این مدت، او عاشق دختر کوچک تر یعنی جوزفین شد که از همین رو به عنوان یکی از محتمل ترین نامزد های گیرنده نامه بتهوون یعنی معشوقه ابدی (در 1812) است.

مدت کوتاهی بعد از این درس ها جوزفین با کنت جوزف دیم ازدواج کرد. بتهوون مرتباً از خانه آنها دیدار می کرد و همچنان به تعلیم جوزفین ادامه داد و در مهمانی ها و کنسرت ها نوازندگی می کرد. ازدواجشان با تمام تفاسیر رضایت بخش بود (علیرغم مشکلات مالی اولیه) و این زوج چهار تا بچه داشتند. رابطه اش با بتهوون بعد از مرگ ناگهانی دیم در سال 1804 قوت گرفت.
او همچنین تعدادی شاگرد دیگر هم داشت. وی از سال های 1801 تا 1805 به فردیناند ریس آموزش می داد. کسی که می رفت تا به یک آهنگساز تبدیل شود و بعدا کتاب بتهوون به یاد می آورد را نوشت که درباره ملاقات هایشان است. کارل چرنی جوان از 1801 تا 1803 نزد بتهوون به تحصیل پرداخت. کارل چرنی هم می رفت که خودش به یک معلم موسیقی مشهور بدل گردد و فرانتس لیست را تعلیم داد و در 11 فوریه 1812 پیانو کنسرتوی پنجم بتهوون (امپراطور) را در وین رهبری کرد.

تصنیفاتش در بین سال های 1800 تا 1802 تحت سلطه دو کار ارکسترال در مقیاس عظیم بود اگرچه به ساختن کار های مهم دیگرش مثل سونات پیانوی شماره 14 معروف به سونات مهتاب ادامه داد. در بهار سال 1801 او یک باله به نام موجودات پرومته را کامل کرد. از این کار در 1801 و 1802 اجرا های متعددی به عمل آمد و او برای انتشار یک تنظیم پیانویی جهت کسب سرمایه ناشی از محبوبیت اولیه آن عجله داشت. وی در بهار 1802 دومین سمفونی خود را تکمیل نمود و کنسرتی که در نظر داشت آن را در آن جا اجرا کند لغو گردید.
.
.
.
.
.
.
خیلی ممنون که وقت گذاشتین، دقت کنید که ترجمه ناقص هست و در آینده کامل خواهد شد..

منبع ویکی پدیا انگلیسی

مترجم music4all
 
10/4/10
249
پرتره سیزده سالگیش رو تابه حال ندیده بودم.جالب بود:smile:
 
بالا